مطالعه تأثیر ترکیب اجزای صورت گردش وجوه نقد بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-13- تحقیقات خارجی

2-13-1- قبل از به وجود آمدن مدل پیش بینی ورشکستگی

تعاریف مختلفی از ورشکستگی و دیدگاه های متفاوتی در مورد متغیرهای آن ازجمله تداوم فعالیت هست. اولین‌ پژوهش‌ در زمینه‌ پیش‌بینی‌ ورشکستگی‌ در سال‌ 1900 توسط‌ توماس‌ وودلاک‌[1] انجام‌ گردید. وی‌ یک‌ تجزیه ‌و تحلیل‌ کلاسیک‌ در صنعت‌ راه آهن‌ انجام‌ داد و نتایج‌ پژوهش‌ خود را در مقاله ای‌ تحت‌ عنوان «درصد هزینه‌های‌ عملیاتی‌ به‌ سود انباشته‌ ناخالص» ارائه‌ نمود. در سال‌ 1911 لارس‌ جامبرلاین‌[2] در مقاله‌ای‌ تحت‌ عنوان «اصول‌ سرمایه‌گذاری‌ اوراق‌ قرضه» از نسبت‌های‌ به دست‌ آمده‌ به وسیله‌ وودلاک، نسبت‌های‌ عملکرد را به وجود آورد. در خلال سال‌های‌ 1930 تا 1935، آرتور ویناکر[3] و ریموند اسمیت‌[4] در مطالعات‌ خود تحت عنوان «روش‌های‌ تحلیل‌ در نسبت‌های‌ مالی‌ شرکت‌های‌ ورشکسته» دریافتند که‌ صحیح‌ترین‌ نسبت‌ برای‌ تعیین‌ وضعیت‌ ورشکستگی، نسبت‌ سرمایه‌ در گردش‌ به‌ کل‌ دارایی‌ می باشد. همچنین فیتز پاتریک[5] و مروین[6] مطالعاتی در مورد نسبت‌های مالی برای پیش بینی ورشکستگی شرکت‌ها انجام دادند و هرکدام نسبت‌هایی را برای پیش بینی ورشکستگی ارائه نمودند. اما هیچ‌کدام از این تحقیقات جنبه تجربی نداشت تا اینکه اولین پژوهش تجربی توسط بیور[7] در سال 1966 صورت گرفت.

2-13-2- بیور

اولین پژوهشی که در خارج از کشور باعث ایجاد مدلی برای پیش بینی ورشکستگی گردید تحقیقات ویلیام بیور در سال 1966 بود. بیور یک مجموعه شامل 30 نسبت مالی که به نظر وی بهترین نسبت‌ها برای ارزیابی سلامت مالی یک شرکت بودند را انتخاب نمود، سپس نسبت‌ها را بر اساس چگونگی ارزیابی شرکت‌ها در شش گروه طبقه بندی نمود. تحقیقات وی به این نتیجه رسید که ارزش هر نسبت در اندازه طبقه بندی شرکت‌ها، در گروه های شرکت‌های ورشکسته و غیر ورشکسته می باشد و اندازه خطای طبقه بندی کمتر نشان‌دهنده ارزش بالای هر نسبت می باشد. طبق این اصل بیور نسبت‌هایی را که دارای کمترین نرخ خطای طبقه بندی بود را به ترتیب اهمیت به این شکل معرفی نمود: جریان نقد به کل دارایی، درآمد خالص به کل دارایی، کل بدهی به کل دارایی‌ها، سرمایه در گردش به کل دارایی، نسبت جاری و نسبت فاصله عدم اطمینان.

مدل بیور از نوع تحلیل تک متغیره برای ورشکستگی شرکت‌ها بود و بر پایه چهار اصل بنا شده بود:

  1. درآمد نقد خالص یک شرکت، احتمال ورشکستگی را کاهش می‌دهد.
  2. جریان نقد خالص بالا که ناشی از فعالیت شرکت در بازار می‌باشد نیز احتمال ورشکستگی را پایین می‌آورد.
  3. اندازه بدهی بالا برای هر شرکت، احتمال ورشکستگی آن‌ها را بالا می‌برد.
  4. نرخ‌های بالای درآمد نقد مورد نیاز به هزینه های عملیاتی سرمایه احتمال ورشکستگی را بالا خواهد برد.

او از این اصول برای سنجش توانایی نسبت‌ها به پیش بینی ورشکستگی بهره گیری نمود. بیور برای این کار 79 شرکت ورشکسته و 79 شرکت غیر ورشکسته را انتخاب نمود، سپس هر یک از 30 نسبت را در این شرکت‌ها مورد سنجش قرار داد و به این نتیجه رسید که اندازه اعتبار پیش بینی هر یک از نسبت‌ها متفاوت می باشد. همچنین شرکت‌های ورشکسته نه فقط جریان‌های نقد کمتری از شرکت‌های غیر ورشکسته دارند، بلکه مقدار ذخیره درآمد نقدی کمتری را نیز دارا می‌باشند. در ضمن وی پی برد که اگر چه شرکت‌های ورشکسته سرمایه کمتری برای پوشش تعهدات خود دارند، اما تمایل به گرفتن قروض بیشتری را نسبت به شرکت‌های غیر ورشکسته دارند.

به نظر بیور نسبت گردش وجوه نقد به کل بدهی بیشترین قدرت پیش بینی را دارد که خطای     طبقه بندی آن حدود 13%‌ برای یک سال قبل از ورشکستگی بود. همچنین دومین نسبت مهم نسبت درآمد خالص به کل دارایی بود.‌ بیور تغییرات ارزش بازار سهام را به عنوان یک فاکتور حیاتی و اثرگذار در     پیش بینی ورشکستگی شرکت مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که می‌تواند ورشکستگی شرکت را نهایتاً یک سال قبل از رخداد واقعی پیش بینی نماید.

[1] . Tomas Woodlake

[2] . Lars Jamber Line

[3] . Arthur Winaker

[4] . Raymond Smith

[5] . Fitzpatrick

[6] . Merwin

[7] . Beaver

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-5-1- سؤال اصلی

آیا ترکیبات اجزای صورت گردش وجوه نقد پنج قسمتی ایران بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟

1-5-2- سؤالات فرعی پژوهش

  1. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  2. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  3. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  4. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  5. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  6. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  7. شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  8. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  9. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  10. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  11. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  12. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  13. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  14. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  15. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  16. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  17. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری