مطالعه تأثیر ترکیب اجزای صورت گردش وجوه نقد بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-6- تداوم فعالیت

فرض تداوم فعالیت یکی از مفروضات بنیادی حسابداری که زیربنای طبقه بندی متداول حسابداری را فراهم می کند. بنا بر ماهیت این فرض واحد انتفاعی برای فعالیت در مدت نامحدود تشکیل شده می باشد و به عنوان موجودیتی مستقل برای دستیابی به هدف‌های خود منابعی را در اختیار می‌گیرد و آنقدر فعالیت می‌نماید تا تمام تعهدات به وجود آمده را پوشش دهد. بقای هر واحد اقتصادی مستلزم بهره گیری مستمر از منابع موجود، ایفای به موقع تعهدات، تحصیل منابع جدید و قبول تعهدات تازه می باشد.

هدف گزارشگری مالی ارائه اطلاعاتی می باشد که سرمایه گذاران و بهره گیری کنندگان از گزارشات مالی، بتوانند پیش بینی و ارزیابی مناسبی از آینده شرکت داشته باشند. تداوم فعالیت ارتباط بین گذشته و آینده شرکت را در نظر می‌گیرد و تئوری ارزش از آن طرفداری می کند. اگرچه فعالیت‌های اقتصادی دائماً تغییر می‌کنند، اما فرض می گردد که هر واحد انتفاعی قادر می باشد خود را با تغییر شرایط به نحوی وفق دهد که طرح‌ها و برنامه های موجود را اجرا، از دارایی‌ها برای مقاصدی که تحصیل شده‌اند بهره گیری، و تعهدات خود را به موقع اعمال کنند. پس، چنانچه شواهد معتبری برای پیش بینی توقف تمام یا بخش عمده ای از فعالیت یک واحد انتفاعی در دست نباشد، حسابداری و گزارشگری با فرض تداوم فعالیت واحد های انتفاعی انجام می‌پذیرد (هیأت تدوین استانداردهای حسابرسی، 1385).

در هنگام وجود ابهام بر تداوم فعالیت واحد اقتصادی، موضوع بایستی به نحو دقیق مطالعه و افشا گردد و سپس اگر با تجزیه و تحلیل‌های انجام شده افق روشنی نسبت به آینده عالیات واحد اقتصادی متصور نباشد ، گزارشگری مالی بایستی بر اساس فرض توقف فعالیت صورت پذیرد. در اینجاست که تأثیر اعتبار دهندگی حسابرسان بیش از پیش اهمیت می‌یابد و به عنوان ناظر بر صورت‌های مالی همواره بایستی در رسیدگی‌های خود به برقراری تداوم فعالیت در عملیات واحد اقتصادی توجه لازم مبذول دارند.

2-6-1- قوانین و استانداردهای حاکم بر تداوم فعالیت

در سال 1971 انجمن حسابداران رسمی آمریکا بیانیه شماره چهار هیأت اصول حسابداری (APB.4) را تحت عنوان «مفاهیم اساسی و اصول حسابداری صورت‌های مالی واحد های تجاری» صادر نمود. این بیانیه زمانی انتشار پیدا نمود که دوران رویکرد مفروضات بنیادی – اصول خاتمه یافته و دیدگاه هدف‌ها و استانداردها مطرح شده بود. مقصود از تدوین و انتشار بیانیه شماره چهار، تبیین مفاهیم بنیادی گزارشگری مالی بود. این بیانیه مفهوم تداوم فعالیت را مثل طرح اساسی صورت‌های مالی طبقه بندی می‌نماید و نسبت به آن اظهار می‌دارد که ادامه فعالیت واحد تجاری معمولاً در صورت‌های مالی مفروض می باشد، مگر آنکه با در نظر داشتن یک سری مدارک و شواهد قابل استناد خلاف آن اثبات گردد (شباهنگ، 1389).

کمیته استانداردهای بین‌المللی فرض تداوم فعالیت را به عنوان یکی از مفروضات بنیادی حسابداری شناخته می باشد و آن را به تبیین زیر تعریف می کند :

«فرض بر این می باشد که هر واحد تجاری دارای تداوم فعالیت می باشد، یعنی عملیات آن در آینده قابل پیش بینی ادامه دارد، به اظهار دیگر فرض می گردد که نه قصد بر این می باشد که واحد تجاری منحل، یا عملیات آن به نحو قابل ملاحظه ای کاهش داده گردد و نه ضرورت این کار احساس می گردد» (سلیمانی، 1385).

از تعریف بالا می‌توان نتیجه گرفت که تداوم فعالیت به عنوان یک فرض بنیادی پذیرفته شده و تبیین آن ضروری نیست ، اما در غیر آن بایستی به نحو مقتضی مورد افشا قرار گیرد و همچنین علت های آن مطرح گردند زیرا که عدم افشا می‌تواند موجب گمراهی بهره گیری کنندگان از صورت‌های مالی گردد و بر اساس استاندارد بین‌المللی شماره 5 این موضوع مورد تأکید می باشد که کلیه اطلاعات با اهمیتی که برای قابلیت فهم بهتر صورت‌های مالی ضروری می باشد، بایستی افشا گردد.

همچنین اظهار می‌دارد: «زمانی که بر اثر زیان‌های وارده بیش از نصف سرمایه شرکت از بین رفته باشد، هیأت مدیره مکلف می باشد سهامداران را به مجمع عمومی فوق‌العاده دعوت کرده تا در مورد انحلال شرکت و یا تقلیل سرمایه آن تصمیم بگیرند». این روش ارزیابی تداوم فعالیت از جهت محاسباتی آسان بوده و نیز پشتوانه قانونی و قابل استناد برای محاسبات آن موجود می‌باشد (سلیمانی، 1385).

در ایران هدف از انتشار استاندارد حسابرسی مربوط به تداوم فعالیت، ارائه راهنمایی‌های لازم درمورد مسئولیت حسابرسان در حسابرسی صورت‌های مالی، نسبت به مستقر بودن فرض تداوم فعالیت به عنوان مبنایی برای تهیه صورت‌های مالی می باشد. حسابرس بایستی در جریان برنامه ریزی و اجرای روش‌های حسابرسی، نسبت به مستقر بودن فرض تداوم فعالیت اطمینان حاصل نماید. در استاندارد شماره 57 حسابرسی به نحوه ارزیابی حسابرس از تداوم فعالیت شرکت‌های مورد رسیدگی و مسئولیت وی حین برخورد با شواهد ناقض تداوم فعالیت پرداخته شده می باشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-5-1- سؤال اصلی

آیا ترکیبات اجزای صورت گردش وجوه نقد پنج قسمتی ایران بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟

1-5-2- سؤالات فرعی پژوهش

  1. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  2. شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  3. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  4. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  5. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  6. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  7. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  8. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  9. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی مثبت، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  10. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  11. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  12. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  13. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  14. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  15. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  16. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی منفی، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری منفی و تأمین مالی منفی بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟
  17. آیا ترکیب خالص جریان نقد عملیاتی مثبت، بازده سرمایه گذاری و سود سهام پرداختی منفی، مالیات منفی، سرمایه گذاری مثبت و تأمین مالی مثبت بر پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها تأثیر دارد؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری